دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
322
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
اوست و از اين زمان به بعد درهمهجا تبليغ شد كه پادشاه به اهل بيت تعلق دارد . و ضمنا در اينجا مىتوان نخستين جلوههاى واقعى داعيه ملى را مشاهده كرد و برطبق آن بود كه مجد و عظمت شاهان باستانى ايران احياء شد « 1 » . تحليلى از وضعيت تبريز در سه مقطع بحرانى بين سالهاى 907 / 1501 سال جلوس اسماعيل بر تخت سلطنت و 942 / 1535 سال بازپسگيرى تبريز از دست سليمان بتوسط طهماسپ ، فرضيه ما را در مورد شيعى گردانيدن ايران و يا لااقل مراكز شهرى آن ، تقويت مىكند . تبريز در سال 907 / 1501 در وضعيتى مشابه كاشان قرار داشت و در آن از متون شيعه جعفرى خبرى نبود و درنتيجه متخصص فقهى نداشتند و البته اين مقتضيات از سلطه تسنن در تبريز ، اين پايتخت نخستين صفويان ، برمىخواست « 2 » . منابع چيزى از اقدامات بنيادى براى تغيير اوضاع ارائه نمىدهند و اين تصور پيش مىآيد كه در تبريز نيز مثل كاشان تكامل تدريجى از شافعىگرى به شيعىگرى ( شيعه جعفرى ) صورت گرفته است . سليم در سال 920 / 1514 هنگامىكه تبريز را پس از جنگ چالدران اشغال كرد ، لازم نديد تصميمات شداد و غلاظى اعمال كند و احتمالا دليل اين كار هم در پايبندى تبريز به مذهب تسنن بوده است ( و اين كار وى بر خلاف قتلعام 40000 نفر از قزلباشان آناتولى بود ) . تبريز از اين زاويه ديد ، در عرض بيست سال بعد از آن تاريخى ندارد . ولى هنگامىكه در سال 942 / 1531 سليمان وارد تبريز شد اوضاع شهر كاملا تغيير يافته بود ؛ به عبارت ديگر تبريز كاملا شيعى مذهب شده بود . منابع ونيزى حاكى از آن است كه به محض اينكه شمارى از ينىچريها به بخش ديگر منتقل شدند ، مردم تبريز عليه دشمن عثمانى خود بهپا خواستند و از نجاتدهنده خود طهماسپ شيعى مذهب استقبال كردند « 3 » . در قطعهاى از گزارش ممبره نيز توصيفى از اين گرايش به تشيع ذكر شده است . در اين قطعه تبريز يك شهر شيعى و « جديد » توصيفشده و همين « جديد » براى ما « شكل » خاص هرنوع شهر شيعى ايران را نشان مىدهد و آن را از ساير شهرهاى مملكت اسلامى متمايز مىسازد و صرفا مبتنىبر آدابورسومى چون انجام مراسم محرم و يا لعن نخستين خلفا در ملأعام نبوده است . اين مسأله همچنين براساس بعضى از عوامل مذهبى مهم از احساسات و ادبيات عاميانه بود كه چنانچه خواهيم ديد در ايام
--> ( 1 ) - Deposizione de persona Fede degna del viaggio Fatto al campo del Gran signore verso Babilonia il 14 - luglio 1535 ، نسخه خطى كتابخانه مارچيانا ، ونيز ، طبقه VLL ، شماره 882 ، برگ r 7 . ( 2 ) - LHP ، جلد 4 ، ص 53 . ( 3 ) - Deposizione ، برگ 37 ؛ و نيز نگاه كنيد به گزارش نويسنده گمنامى با عنوان Gran Rotta de lo exercito del signor turche Fatta de la gente del sophi in persia ( ونيز ، 1535 م . ) ، ص 6 .